محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
552
خلد برين ( فارسى )
مهام سلطنت و پادشاهى عم بزرگوار در قبضهء اقتدار و اختيار من خواهد بود ، و مع ذلك چون آن حضرت را گرامى خلفى نيست كه قائم - مقام و وليعهد خود گرداند احتمال قريب دارد كه در خدمت عم بزرگوار و جدهء ماجده به منزلهء فرزند ارجمند بوده به ولايت عهد نيز اختصاص يابد . بالجمله به بلدى اين انديشههاى دور از كار كه گردش روزگار بر آن مىخنديد عازم آن گرديد كه بىمصلحت و صوابديد شهريار جديد از ديولاخ مازندران رخت اقامت به موكب ظفر نشان عم مهربان كشد . مقارن آن ، طايفهء ديوان در صدد خونخواهى ميرك ديو درآمده به ازدحام تمام و هجوم عام ، دولتسراى شاهزاده را در ميان گرفتند و ابواب قيل و قال و جدال و نزاع بر روى وى گشوده انواع بى - ادبيها و بىانداميها نمودند و پسر سيد مظفر و دو برادر وى را كه خمير مايهء فتنه و فساد مىدانستند از خانهء ميرزا بيرون كشيده به قصاص ميرك ديو معروض تيغ انتقام گردانيدند . هنوز غبار اين فتنه و فساد ارتفاع داشت كه سيد مظفر نيز كه سالك طريق اطاعت و انقياد ميرزا بود از وى روى گردان شده از راه صلح و صلاح ، قدم در حلقهء اطاعت ديوان گذاشت . وقوع اين قضايا وسعت آباد جهان را در ديدهء شاهزاده تنگتر از ديدهء مور كرده با جهان جهان اندوه و ملال روى اميد به دلجوئى عم ستوده خصال آورد و بىسر و سامان از مازندران به صوب مقصد روان شده اصلا به خاطرش خطور نكرد كه شايد عم بزرگوار ملاقات او را به روز شمار اندازد و هيچيك از آن انديشههاى دور از كار را آشناى خيال خود نسازد . القصه چون شاهزاده به طهران رسيد عم والاگهر از توجه وى باخبر گرديده در طريق حزم و احتياط ، ملاقات ميرزا را موافق مصلحت دولت خود نديد و از آن شربت كه در كام جان ساير شاهزادگان ريخته بود بىسببى نمايان به ساغر كام وى نمىتوانست ريخت چه پدر بزرگوار و يك برادر نامدار آن عالى تبار در شيراز بر سرير